نامه اعمال

               

               

سلام و درود به پیشگاه زیبادوستان زیبا اندیش

بابا طاهر عریان همدانی  علیه الرحمه فرمود :

       مکن کاری که پا بر سنگت آیو        جهان با این فراخی تنگت آیو

   چو روزی نامه خوانان نامه خوانند    تو بینی نامه خود ننگت آیو

 

با اجازه شما یکدونه  سکانس  آبدار مثل برف امروز ببندیم به ناف  این  بی هنر (ایرانی الاصل مسلمان مسلک شیعه مذهب زادگاه ملایر ساکن کرج)البته با هزار شرمندگی از  ائمه بزرگوارمان که انها خوب بودند و مثل منی فقط باعث سر افکندگی بود)  و بدهیم به دست  چپش (من وراء ظهری) تا جیگرتون خنک بشود و حالی به حولی شادی کنید که با این کارنامه سیاه وی نیز به اهل نار ملحق شد. .بریم سه دو یک  ..

جوک:گفت پل صراط احتیاج به تعمیر پیدا کرد حضرت میکائیل و جیرائیل و اسرافیل وعزرائیل و چند تا دیگه در صور دمیدند که به تعدادی پیمانکار با حقوق مکفی و پورسانت عالی نیازمندیم .کسی نیامد آقایان بررسی کردند دیدند همه پیمانکاران بد پیمان در جهنم مقیمند به  ناچار چند تا را جهت تعمیر ترخیص کردند.هاهاهاها. اینم پک خنده حاضری جهت رفع خستگی .

 اسمع افهم یا بی هنر بن حسین رحمه ا...ترجمه به فارسیش میشه این= گوش کن و بفهم  ای فرزند حسین بن مصیب (از طایفه حاجی ملا در شهرسامن از توابع ملایر واقع در استان همدان) که رحمت خدا بر انها  باد٬ هنگامیکه ملکان مقرب (رقیب و عتید برای زنده ها و نکیر و منکر برای اموات)آمدند  بگو به آنها خدا ربّ من قرآن کتابم کعبه قبله ام و علی (ع )امامم و حسن.بن علی و حسین بن علی علی بن الحسین والحجه القائم(مهدی موعود).....و حشر حق ونشر حق والمیزان حق و صراط حق ...  اما بعدش  اذا جاء الملکان المقرب فرزند بی  هنر اصلا" یادش رفت اونجا جلوی درب قبر چی بهش گفتند خلاصه فکر کرد اونجا هم مثل دنیاست و دوباره می تواند  اراجیف جور کند و به خورد ملکین مقرب بدهد ولی دید که  نه جونم این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست !!اینجا  کسی حرف نمی زند بلکه اعضاء و جوارح خودشون زبون دارند و لال هم نیستند ...خلاصه کسی سوالات را لو نداد خرید و فروش هم نمی شد کسی هم به دادش نرسید مگر اعمالی که در دنیا انجام داده  بود ...

کارنامه اعمال

 فرم  مدیریت حسابرسی اموات علیهم رحمت مطابق با استاندارد سوزو و گداز و جیزآدم بدا

 موتوا قبل ان تموتوا : بمیرید(عاشق شوید بعدشم نفستان را با خدا جابجا کنید) قبل از اینکه بکشندشما را.

عنوان درس

قبول

مردود

توضیحات: رحمت و ارفاق و تبصره

توحید( عدم شرک به خدا انواعش جلی خفی و..)

*

چه خدایی؟! حب نفس داشته حب جاه داشته حب پول و مال و اهل و عیال و موقعیت و شغل و ... داشته شما قضاوت کنید جایی برای خدا گذاشته این بی انصاف همه چیز ریخته تو دل صاحب مرده اش جز نام و یاد و خدا

پدر و مادر و اساتید احترامشان را عرض می کنیم

 

*

 

علم و عمل

 

*

 

صداقت

 

*

 

عدالت

 

*

 

شجاعت

 

*

 

ادب

 

*

 

تواضع

 

*

 

اخلاق سالم خوش رویی و حسن خلق

 

*

 

کردار

 

*

 

خیانت

 

*

 

صله ارحام

 

*

 

مدیریت منزل: عدالت در منزل و حقوق اهل و عیال

 

*

زن ذلیل های با معرفت می توانند از محل اعتبارات ویژه نجات یابند.اخموها و ظلم کنندگان در حق همسر و فرزند از این قانون مستثنی می باشند. 

دزدی

 

*

این افراد فاقد دست هستند لطفا" نامه عملشان را در گردن کلفتشان بیاویزید.الهی بشکنه گردنتون چقدر هم کلفته و تناوره!!!گردن را عرض می کنیم 

مردانگی

 

*

قبول شدگان در این ردیف قلیلند لا فتی الا علی  

رحم و عطوفت

 

*

 

زیباشناسی و هنر مندی

 

*

 

هنر مداری

 

*

 

انساندوستی

 

*

 

بخل

 

*

 

حسد

 

*

 

کینه

 

*

 

قتل زنا جنایت

 

*

دقت بفرمائید

تهمت

 

*

 

بدتراز زنا  (یعنی همان غیبت با ضریب چند  برابر)

 

***

تاثیر مستقیم در قبولی آن از  دربان جهنم .اینم دقت بفرمائید

دوستیابی و دشمن شناسی

 

**

 

وفای به عهد

 

*

 

امانتداری

 

*

 

رشوه و نزول

 

*

 

دروغگویی

*

خمس

 

*

 

زکات

 

*

با احتساب خودش(شتر یا گاو یا گوسفند...) به حد نصاب نمی رسید

حج

 

*

اونهایی که بیشتر از یک بار رفته اند باید بگویند برای چه؟ اگر تجارت و حال و حول بوده قبول نیست اگر برای عشقبازی با خدا بوده که در یمنی پیش منی پیش منی در یمنی

جهاد

*

 

 

نماز

*

 

با تبصره رحمت الهی

روزه

*

 

ایضا" با تبصره

دوست داشتن /حب-تولی

*

 

ایضا" با تبصره فقط تو دنیا عشق یکی تا قیامت سود بخش است...دوست داشتن دوستان خدا

دشمن داشتن /بغض و کینه و نفرت-تبری

*

 

با تبصره به زور یا علی مدد

امر به   معروف -از منکر

 

*

خودش انکر الاصوات بود چجوری باس نهی می کرد؟ رطب خورده بود

دلنویس :لازم به ذکر است تنها چیزهایی که در ردیف محاسبات اصلا" موجود نیست  بیشترین مردودی را دارد که دنیا و جوجه ها و نوچه هایش (مال و منال و جاه و مقام و ...که از لغو و بیهوده معرضون نکردند حالا بیا و خونه زندگیشون را ببین..)از آنجمله اند و متوسلین به آنها در این قسمت بز آوردند. (بز نام حیوان دو دست و دوپا و اصطلاح قمار بازان در سده های نخستین کره زمین  که قبل از آمدن رایانه و بازیهای نیو یعنی جدید افراد بازی می کردند نام یکی از قماربازان نمونه فرزند بی هنر است که همیشه می باخت در بازی نرد با شیطان نفس اماره و غالبا" ضربه فنی  هم می شد بدون چون و چرا!!)

مصاحبه (از هر دری سخنی)

                 

                  

زندگی زیباست ای زیبـــــا اثر               زنده اندیشان به زیبــــــایی رسند

آنقدر زیباست این بی بازگشت              کز برایش می توان از جان گذشت

از غم ٬ شادی

از زشت ٬ زیبایی

و از بد ٬ خـــــوبی تولید کنید.

ولی نازنینم چگونه چگونه ؟این گونه یعنی متن ذیل

از اهل ذکر.(هنرمردانی که زشتی ها  را با هوش سرشار و خدادادشان به زیبا یی تبدیل می کنند)

با استاد بزرگواری از نوادر زمان : مبدل زشتی به زیبایی ٬ بدی به خوبی و  غم به شادی  هم صحبت شدیم نتیجه تقدیم شما:

"باید شاکر خدا باشیم که شیطان را خلق کرد قدرش را بدانیم"قسمتی از سخنان  استاد

زیبا شناسی هنراست یا شاید ذوق . زیباشناس باید به حد و اندازه هر چیز تسلط داشته باشد (چقدر+کجا+ظرافت و لطافتش با چه کیفیتی و عطر و لعابی ؟؟)ولی بالاتر از آن اینست زشتی را به زیبایی تبدیل کردن و از آن لذت بردن. ذوق منحصر به فرد می خواهد که توجهتان را به این متن  جلب می کنم : 

۱. سلام استاد.لطفا" اجازه بفرمائید مصاحبه ای بدون برنامه قبلی با شما انجام دهیم و نتیجه اش را برای اهلش پخش کنیم.به قول دوستان فی البداهه باشد مزه ای خاص خواهد داشت.

جواب: سلام  خدا برشما.ایرادی نمی بینم فقط نامم را خط بگیرید.......

 بله استاد متوجهیم .اطاعت امر.

۲.استاد هر چه صلاح می دانید برای ما بیان کنید .

 لطفی که خدا بر من داشته این است که حقایق و ریشه امور تا حدودی  مشخص است هر ورقش دفتریست  و از این جهت می توانم از هر حرکتی بوی زیبایی یار و لذت بردن از آن را درک کنم. مثلا" آنجا که امری زیبا وجود دارد منظورم چشم نواز و دلنواز و روح نواز بودن آن است ٬آنجا خوب طبیعی است که چهار اصل دیدن و لذت بردن و درس گرفتن و به کار بستن را اجرا می کنم و مهم تر این است  جایی که چنین نباشد یعنی عاری از زیبایی یا دارای بار منفی باشد آنرا نیز تبدیل به همان زیبایی می کنم. این تقریبا" هنر من است یعنی دوستان بر این عقیده اند و بنده درصدی!! هیچگاه خودم را لایق این موارد نمی دانم. این زیباست  که سر دلبران .گفته آید در حدیث دیگران .

۳.استاد لطفا" برای ما بفرمائید که چگونه همیشه متعاد ل هستید و کمتر زمانی پیش می آید که شما را عصبانی یا غمگین ببینیم؟اکثر اوقات شادی در شما فوران می کند؟...

جواب :زیبا شناس باید کوزه گر نباشد که از کوزه شکسته آب بخورد بلکه اول باید خودش بین تمامی قوا و نیروهاو مخلوقات طبیعت رابطه ای درست و سنجیده برقرار کند وقتی این کار صورت گرفت  دیگر موردی نیست که ناخوش یا گرفته و کدر باشد. میدانید که ناراحتی از فقدان چیزی به وجود می اید ووقتی زیباشناس نسبتها را خوب حاکم کند دیگر کمتر دستخوش ناارامی و غم خواهد شد.ضمنا" سوال شما هم راحت بود چرا که درسوال جواب مستتر بود "متعادل "یعنی نسبت خوب و منظم بین تمامی اجزاء انسان با طبیعت و دیگر موجودات و مخلوقات معادله این صحبتها شایدبتوان گفت  : مریضی و غم و نقصان بعد سلامت بعد شادی بعد کمال....

۴. استاد با اجازه از شیوه زندگی شما و مشی و مرامتان بپرسیم.لطفا"  توضیح بدهید چگونه و چرا؟

ما بدین در نه پی حشمت و جاه امده ایم           از بد حادثه اینجا به کنار آمده ایم...

.....ادامه دارد.

 

زیبایی اعضا و جوارح انسان

                 

                 

  این کوزه چو من عاشق زاری بوده است         در بند سر زلف نگاری بوده است

       این دسته که بر گردن او می بینید         دستی است که بر گردن  یاری بوده است

                                                                                                      رباعیات خیام

 اعضاء و جوارح با ارزش افزوده

  ظرف از  مظروف چگونه تاثیر می پذیرد وزیبایی آن اضافه یا کسر می گردد ؟

طنز :دو دانش آموز مانند خودم بازیگوش پس از درس احتمالات و آمار  و دانستن قانون احتمالات با یکدیگر قراری گذاشتند و آن قرار این بود : سکه ای را به آسمان پرتاب کنیم اگر شیر آمد می رویم سینما اگر خط آمد میرویم کافی شاپ و اگر روی لبه ایستاد درس می خوانیم....

با کسب اجازه  از هنرمندان و زیباشناسان  محترم اگر یک بی هنری چو من نظر می دهد هنر شما این است که تحملش  کنید و از این بابت ممنونم واقعا" بدون تعارفات معمول.با خود  فکر کردم در باره این که  چی ؟برای کجا ؟زیباست. البته منظور و موضوع بحث  اعضاء و جوارح انسان٬ است بعداز مقداری تحقیق  اینها به نظرم رسید که ذیلا" تقدیم می کنم:

ابتدااختلاطی با اصحاب آمار و احتمالات:آیا ۶۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰=۲۲صحیح  است یا خیر؟

طرح تفهیمی یک سوال (تفهیمی =یعنی غرض  فهم بهتر  نویسنده است و جواب خیلی مهم نیست )از اساتید آمار و احتمالات : با دو عدد کوروموزوم ایکس ایکس +دو عدد کوروموزوم ایکس ایدرگ یا ایکس ایکس که جمعا"می شود چهار عدد کوروموزوم٬ چند حالت ممکن است  اتفاق  بیافتد؟طبق قانون احتمالات دو به توان دو حاصل جواب مسئله است اما جواب این نیست  ۶۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰=۲۲

شاید بتوان گفت :زیبایی در اشکال و پدیده ها نسبی است . در رنگها  کرم با قهوه ای جلوه ای خاص دارد در صورت  رنگ پوست سفید با آبی یا طوسی و طلایی جلوه ای ویژه می تواند داشته باشد و در تمامی ترکیبات می توان نسبی در مقوله زیبا شناختی نظر داد......

در باب زیبایی های اعضاء و جوارح انسان مسلم و واضح است که هیچ نقاش و مجسمه ساز و ...نمی تواند همانند خالق  آثار بدیع چون او  با کمترین مواد(کوروموزوم ایکس و ایدرگ بنا به قول خارجکیها)خلق اثر کند  پس هر چهره ای که  خالق به تصویر می کشد(هو یصورکم فی الارحام کیف یشاء) بهتر از آن امکان ندارد برای دیگری که مانندش خلق کند . مثال: من حتی قادر به خلق یک سلول (کوچکترین آجر در بدن) نیستم پس زمانی می گویم این زشت است یا بد ترکیب است که خودم بهتر و زیبا تر و شایسته تر از آن خلق کنم البته بررسی در بعد  نقد : نظر دادن خوب است زیرا به ظرافتها اگاه می شویم که این چهره بخاطر ترکیب مناسب (شکل و اندازه ورنگ و لطافت  حالتهای اعضاء درشت و ریز بودن انها  بانضمام عطر و رایحه و دوام و..)"زیباست و ان دیگری بنا بر فلان و فلان زیبایی کمتری دارد نه اینکه بگوییم زشت است .پس در انسان ما فقط نقد می کنیم تا بفهمیم ظرافتها و دقایقو به موثر اثر احسنت بگوییم و...بنابراین ما در مرحله بعد از خلق اثر می خواهیم نظر دهیم .انسانی خلق شده و اکنون این انسان اگر از اعضاء و جوارح به چه نحوی استفاده کند زیبنده و خوب است !!بحث ما این نکته است.

اما آنچه مهم است این اعضاء و جوارح را در چه راهی و برای چه هدفی به کار بگیریم این هنر (نحوه بکارگیری برجسته و ویژه)در اختیار ما گذاشته شده است (با داشته ها چگونه رفتار کنیم؟که هر کس را به اندازه وسع و تواناییش تکلیف کرده اند) با این مقدمه جدول ذیل را لطفا" بنگرید:

جدول زیبا شناسی اعضاء

با تاکید بر عملکرد عارض بر عضو

              عضو                 حالت عارض(بهتر است)                               اضافات

قلب=دل

برای ظرف قلب مظروفی بهتر و کاملتر از نام و یاد دوست نیست و بهتر از خالق آثار بدیع هنرساز یعنی زیبای زیبا آفرین  فعلا" موردی را نمی شناسم ..مهمترین کار این است که قلب را با یاد و نام و عشقی پر کنیم که همه اعضاء و جوارح را تحت سیطره خودش رنگ زیبایی و خوبی بپوشاند.

ظرف اگر مظروفش زیبا باشد تفاوت دارد با ظرفی که مظروفش زشت است مثال در لیوانی آب ریخته شود و در دیگری شربت آلبالو تفاوت دارد در رنگ و طعم و اگر هم گلاب اضافه شود بو نیز...

سر(عقل+هوش+فکر...)

تفکر میکند و خوب عمل می کند چون قلب زیباترینها را پمپاژ می کند به آن.دنبال دلیل است+از هر حرکتی نشانی از  معشوق را می جوید.نوازش و ستمها را می تواند علت یابی کند.

الف

چشم ها

خوب می بیند+عبرت می گیرد+جاهای نا زیبا  که نباید ٬ سیر نمی کند.

ب

گوش ها

خوب می شنود+ناروا نمی شنود=ندای حق و درست را تمیز می دهد.

ت

دست ها

برای رسیدن به اهداف درست کار می کند+به ناحق کار نمی کند+به کسی لطمه نمی زند

علی

پا ها

در راه درست قدم بر می دارد+

ج

اندام

در جهت درست استفاده می شود چون قلب مظروف یاد دوست را همچنان پمپاژ می کند .برای آرامش و تداوم نسل.رفع حوائج و نیازها متعادل...  

 چ

دهان

درست تغذیه می کند +خوب می جنبد.زمانی بسته بماند و به هنگام باز شود.

ح

بینی

برای استشمام خوبیها و درک زشتیها از ان بهره می برد

خ

زبان

نیش نمی زند+پند و اندرز می دهد+در برقراری نیکی ها . برای ویران کردن نیست..

ای زبان هم آتش و هم خرمنی/چند آتش اندر این خرمن زنی؟

لب

لبخند درست نشانه سلامت نفس .نه غم جهنم دارد و نه حرص بهشت ونزدیک مرز اناالحق سیر می کند.نمی آزارد موری را که دانه کش است...میوه درست رفتن و گفتن و فکرکردن میشود رضایت نسبی و فرزندش می شود لبخند.هرگز محزون نمی شوند و خوفی ندارند..

چون تو را نوح است کشتی بان غم مخور.شناخت از گردش هستی و انتخاب راه درست و نوح هم کشتی بان تو .نه شما باشید نمی خندید.؟؟

صدا

زیر /بم/خش دار/آهنگین/ خشن.به جا در زمان مناسب آهنگ و لحن مناسب.

لحن خوش و ادب در کلام .

 سر:ظاهری گرد و یا بیضی شکل دارد.در ارتباط با اندام متناسب باشد .و مهم عارض بر ان عقل است که خوب درست را از نادرست تشخیص دهد و توان تشخیص راه از بیراهه را داشته باشد.

سر را عقل باید بی کلاهی عار نیست...

چشم : بادامی یا خمار یا طبیعی است.رنگش قهوه ای مشگی آبی  سبز عسلی و یا طوسی . عینک یا لنز داشته باشد یا نه مهم نیست عارض بر چشم خوب دیدن است و ریشه را پیدا کردن.عبرت گرفتن از اشتباهات و راه را خوب تشخیص دادن.                                                                                                        جنگ ۷۲ملت همه را عذر بنه          چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

 اگر خوب و زیبا استفاده شد از اعضا و جوارح آنگاه این است پاسخ:

ای نفس مطمئن به سوی خالق زیباییها برگرد در حالیکه تو از او راضی و او از تو راضی پس در جمع بندگان در آی و در بهشتم تا ابد لذت ببر از زیباییهای بدون زوال

 خدایا بهترینها و زیباترینها را  داده ای

توفیق بهترین و زیباترین  استفاده  را نیز ..

 

طوطی و بازرگان

                   

                   

                                                            طو  طی و بازرگان

 

(طوطی باز  )

حضرت مولانا:الهی قربون اون معرفتت شما هم نفرمایی لر بود حالیش نشد نه عزیزم خوب هم گرفتم که عشق شمس ممس هم بهونه بوده و عشقباز قدر قدرتی هم  بودی تواضع کردی گفتی ریا نشه  انداختی گردن شمس تبریزی با ما به از این باش که با خلق جهانی!!!

کاری نداریم بگذریم که این نیز بگذرد.گشتم نبود نگرد نیست!! ما را چه به عشقبازی و حرفهای گنده تر از قد و قواره مون ..این شعر را به عشق مولانا شایدم عشق نمره بیست!!!سال چهارم دبیرستان حفظ کردیم ولی....... ......     .......  .....  ......عمل نه!!!

                                                             برو بریم.....

بود بازرگان و او را طوطيي    در قفص محبوس زيبا طوطيي

                        چونک بازرگان سفر را ساز کرد      سوي هندستان شدن آغاز کرد

              هر غلام و هر کنيزک را ز جود                           گفت بهر تو چه آرم گوي زود

     هر يکي از وي مرادي خواست کرد                                 جمله را وعده بداد آن نيک مرد

      گفت طوطي را چه خواهي ارمغان                               کارمت از خطه‌ي هندوستان

     گفتش آن طوطي که آنجا طوطيان                                  چون ببيني کن ز حال من بيان

 کان فلان طوطي که مشتاق شماست                            از قضاي آسمان در حبس ماست

                  بر شما کرد او سلام و داد خواست       وز شما چاره و ره ارشاد خواست

          گفت مي‌شايد که من در اشتياق                           جان دهم اينجا بميرم در فراق

             اين روا باشد که من در بند سخت                          گه شما بر سبزه گاهي بر درخت

               اين چنين باشد وفاي دوستان                             من درين حبس و شما در گلستان

                      ياد آريد اي مهان زين مرغ زار                         يک صبوحي درميان مرغزار

                ياد ياران يار را ميمون بود                                     خاصه کان ليلي و اين مجنون بود

      اي حريفان بت موزون خود                                             من قدحها مي‌خورم پر خون خود

  يک قدح مي‌نوش کن بر ياد من                                             گر نمي‌خواهي که بدهي داد من

 يا بياد اين فتاده‌ي خاک‌بيز                                             چونک خوردي جرعه‌اي بر خاک ريز

        اي عجب آن عهد و آن سوگند کو              وعده‌هاي آن لب چون قند کو

 گر فراق بنده از بد بندگيست                               چون تو با بد بد کني پس فرق چيست

    اي بدي که تو کني در خشم و جنگ                      با طرب‌تر از سماع و بانگ چنگ

       اي جفاي تو ز دولت خوب‌تر                         و انتقام تو ز جان محبوب‌تر

   نار تو اينست نورت چون بود                      ماتم اين تا خود که سورت چون بود

    از حلاوتها که دارد جور تو                  وز لطافت کس نيابد غور تو

                            نالم و ترسم که او باور کند      وز کرم آن جور را کمتر کند

  عاشقم بر قهر و بر لطفش بجد                         بوالعجب من عاشق اين هر دو ضد

  والله ار زين خار در بستان شوم                            همچو بلبل زين سبب نالان شوم

      اينعجب بلبل که بگشايد دهان                           تا خورد او خار را با گلستان

    اين چه بلبل اين نهنگ آتشيست                   جمله ناخوشها ز عشق او را خوشيست

 عاشق کلست و خود کلست او        عاشق خويشست و عشق خويش‌جو

    نتیجه باشه بعدا"" اصلا" خودتون بگیرید لطفا"نتیجه را ....مگر چی کمتر از استاد شمس و حضرت مولانا دارید!!آ.قربون آدم نکته سنج ببینیم چی کم داریم  <<<همون رمز عشقه.

رخصت

زت زیاد

 

 

اسلام

                

                

"زیباترین و کاملترین روش زندگی"

لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام

یعلوا ولا یعلا علیه

رضیت لکم الاسلام دینا" 

خدا/قرآن>انسان ها و سایر کتب انسانی 

اسلام به ذات خود ندارد عیبی       هر عیبی که هست در مسلمانی ماست

با احترام کامل به ادیان الهی:زرتشت ایرانیان (حدود۶۰۰۰سال قبل از میلاد مسیح حکایتی  از عظمت ایران ) مسیحیت عیسی  روح اللّه و یهودیت موسی کلیم اللّه...

لوازم مورد نیاز=عقل +هوش تعصب و دشمنی بدون دلیل همراه ذهنیت ضد اسلامی حاصل از تهمتها و دروغها

ریشه کلمه  اسلام: س ل م =سلامتی و کمال

 

 چرا اسلام ؟؟

چرا اسلام نه!؟؟ اسلام ستیزی برای چیست؟آیا اسلام با دیگر ادیان تفاوت دارد؟؟اگر تفاوتی در هدف نیست پس دشمنی برای چیست؟دشمنی با اسلام یا افراد؟؟؟ یا عوام فریبی و سود جویی عده ای...!!!

 اسلام + دستورات مدونش +مجریانش

 خواهش معقول نویسنده : خواننده گرامی فقط بدون تعصب و بدون ذهنیت قبلی وارد شوید : لطفا"تعصبها را جلوی درب وبلاگ در بیاورید!!!!

"فخلع نعلیک "

         تو که نا خوانده ای علم سماوات                        تو که نا برده ای ره در خرابات

تو که ســــود و زیـــــان خود ندانی                    به یا ران کی رسی؟هیهات هیهات

مقدمه:

اسلام و مسلمان یک واژه نیستند دقت ویژه بفرمائید.!!!!!

اول سالم باشید (سالم بودن زحمت دارد  مثلا" ببینید بهترین و کاملترین را می خواهید یا نه ؟؟...فقط خوب و زیبا  انتخاب کنید..)=بعدش خواهید دید شاد می شوید شاد که شدید دنبال کاملترین و بهترین و زیباترین خواهید گشت و جوینده یابنده است .بعدش کامل می شوید .(خنده درست و به جا  نشانه  سلامت نفس است.) .انتخاب درست میدهد به شما  سلامتی و  سلامتی میدهد به شما برگ شادی و خرسندی وبعد هم می شوید بابا بزرگ کمال( گمشده  واقعی و حقیقی  برای هر انسانی...)

سخنی با مخالفان عزیزو بزرگوارم: اول دست یکایک شما مخالفان محترم را می بوسم و بعد زانوی ادب می زنم و آماده ام در قبول آیینتان   اگر از اسلام:(اخرین و جامع ترین =دستواراتش قبل از تولد تا بعد از مرگ را شامل می شود و زیباترین روش زندگیست که تحقیقا" تا کنون یافته ام  متعلق به هیچ قوم و نژادی نیست بلکه برای تمام بشریت است   نه عجم  را بر عرب  نه سیاه را بر سفید نه لر(نویسنده) را برترک و..برتری نداده  مگر به نحوه عملکرد انهم در مقوله درک و اجرای زیباییها و کمال یا همان تقوا )بهتر و جامع تر و زیباتر  باشد .

 ای اسلام ستیزان من و شاید تمام آزاد اندیشان و سالم اندیشان  جهان  منتظریم  اگر آیینی به کمال و جمال اسلام دارید ارائه کنید  و اگر ندارید حد اقل یک سوره مثل قرآن مسلمانان بیاورید و اگر یک سوره مانندقرآن مسلمانان ندارید پس یک آیه که کوچکترین نشانه درقرآن مسلمانان  است بیاورید  آنگاه   نویسنده  اعتقاد  به دین و آیین  و روش زندگی  شما  پیدا خواهم کرد و قطعا" از اسلام و تمام دستوراتش روی بر خواهم گرداند..اما جوانمردانه  بدون خشم و تعصب و کینه و نفرت حاصل از تهمتهای نادرست اگر قادر به چنین کاری نشدید پس  مطمئن شوید(ایمان) که اسلام ساخته دست بشر نیست و بیایید در سایه آن زیباییها را کامل بچشیم و به کام تشنه جویندگان بچشانیم .

سخن آخر اینکه جز از خالق ادیان الهی از هیچ جنبنده ای بیم ندارم و جیره خوار هیچ فرد و حزب و گروهی نیستم (لطفا"از زشت ترین ابزار تخریب یعنی تهمت بپرهیزید)و افتخارم این  که آزاد فکر می کنم آزاد زندگی می کنم و آزاد جان می دهم  در راه عقاید و افکار زیبا و درست. فاش می گویم جان نا قابلم  ضامن گفته هایم .متن ذیل را با عشق تقدیم جویندگان درستی و پاکی و سلامتی و کمال می نمایم.

توضیح:در متن ذیل اسلام نوعی آیین ٬دستورالعمل و شیوه  زندگی است و نباید  آنرا با افراد اشتباه بگیریم هر فردی به همان میزان که دستورات اسلام را  خوب و زیبا اجرا کند از اسلام  بهره مند شده و نقص فرد نشان دهنده ضعف و نقص در اسلام نیست . 

**************

 اسلامی که  می خواهم از آن با تمام ناتوانی و جسارت ٬ سخن بگویم "مدینه علم آن  محمد بن عبداللّه پیامبر خوش اخلاق و نیکو خصال است و درب ورودیش علی آقا و شجاع " مجری حق و عدالت.اسلامی که پیامیرش در واپسین روزهای عمر شریفش ندا داد آیا کسی در بین شما هست که حقی بر گردن من داشته باشد و من ادایش نکرده باشم؟!(کدام  مسئولی یا فردی  تا کنون   جرات کرده  این سخن را بر زبان براند؟ بگویید تا بدانیم!!!)ناگهان پیر مردی بر خواست و گفت من!!همه با تعجب به او نگاه کردند!این کیست که اینقدر جسارت دارد به رییس اسلام چنین می گوید !اصلا" حقش کدام است که پیامبر انرا نادیده گرفته یا زیر پا گذاشته!پیامبر زیبا مرام وزیبا منش به او گفت : حقت بر من چیست؟ پیر مرد گفت روزی در حال گذریا پیاده شدن از شتر نوک عصایتان با من برخورد کرد(غیر عمد) "پیر مرد از ان جهت فکر می کرد که حقی دارد "!! !پیامبر به او گفت: یا مرا ببخش و یا قصاصم کن!!

اسلامی که مجری عدالتش سرآمد مردان روزگار است و  علی نامندش حاضر نیست پوست دانه جو (دقت بفرمائید پوست دانه جو نه دانه جو از نظر وزن و ارزش)را از دهان موری به ناحق بستاند . ای زیبا شناسان ای عقل های توانا و ای انسانهای آزاده اگر اینها زیبایی و عظمت نیست پس شما چه می نامیدش؟! اینها نکاتی بود از اصل زیبای عشق.عزیزانی که با نام علی و پیامبر مشکل دارند به جای آنها مفهوم و مصداق اعمال . کارهایشان را در نظر بیاورید تا راحت تر بتوانید عاشق شوید.

اسلامی که اولین کلامش خواندن  است و طلب علم را واجب کرده و فرموده است طلب علم بر هر زن و مرد مسلمان واجب است.هرگز با جهل و نادانی همسو نبوده و نیست.

تمام ادیان الهی از زرتشت گرفته تا آخرین انها اسلام همه یک هدف واحد را دنبال می کنند و با عنایت به علم خداوند صاحب کتب الهی می توان فهمید زمانی گاتها و مکتوبات زرتشت نبی برای انسانها لازم بوده و زمانی تورات و زمان دیگر انجیل و بعد از آن با توجه به شرایط زمان و مکان و ملحوظ کردن رشد انسان ها  نیاز زمان را با کتابی به نام قران برطرف نموده است. پس هیچ جنگ و معارضه ای  بین ادیان نیست .اگر هم اختلافی  باشد برخی از آنها قطعا" ثمره جعل و دست بردن انسان های طماع و منفعت طلب بوده که خواسته اند دستورات را با منافع خودشان هماهنگ کنند. 

آری اسلام  نام وپرچم دین و آیین کامل و زیبایی است  برای زندگی زیبا و سالم که مجموعه دستوراتش را در کتاب قرآن از طریق وحی و الهام بر بنده پاک و امین و امانت دار نازل فرمود است.دقت بفرمائید فرق است میان اسلام  و درصد عمل به دستورات اسلام و حامل و رساننده این دستورات بر انسانها.اشتباهی که اکنون برخی مرتکب آن می شوند این است که اسلام را با کسانی که خود را عامل به دستورات آن می دانند یکی می دانند. انصافا" اینگونه نیست زیرا هر کس به همان مقدار که دستورات را اجرا کند از اسلام بهره مند شده است و نمی توان فرد را با اسلام یکی دانست .

عمل کننده به دستورات اسلام را مسلمان می گویند و  مسلمان درجه دارد که ابتدایی ترین درجه آن اقرار به یکتا بودن خالق است بعد از آن اقرار به اینکه محمـــــــــــــــــــــّد فرستاده خدای یکتاست.بعد از این دو اصل است که هر چقدر بیشتر از دستورات اجرا کنند نزد خدای یکتا گرامی تر و ارزشمند تر هستند.

مجال اطاله کلام نیست کوتاه سخن اینکه انسانهای آزاده و کمالجو بر این نکته توجه ویژه بفرمایند که اگر هر گونه نقص و رفتار خلاف عرف و شرع و عقل در جای جای جهان رخ داده یا می دهد و افرادی آن را به مسلمانان نسبت می دهند ستمی آشکار است زیرا مسلمان اگر واقعا" مسلمان باشد و به دستورات زندگی ساز اسلام عمل کند هرگز و هرگز زیباییهای تفکر و دستورات اسلامی  با هیچ زشتی و ظلمی همخوانی نداشته و ندارد.پس از انصاف به دور است اگر اشتباهات افراد را در دین اسلام جای دهیم و ذهنیت جامعه انسانی را بر علیه آن خدشه دار کنیم.

اصول اسلام:تـــــــــــــــــــــوحید -نبوت -معـــــــــــــــــــــــــاد

توحید: خالق و مدیر جهان و هر چه پدیده است فقط و فقط خداست .

نبوت: خدایی که یکی است فرستادگانی دارد برای راهنمایی انسان به سمت زیباییها  که  گروهی با کتاب وگروهی بدون کتاب (زرتشت عیسی موسی و نوح و  ابراهیم و محمّد...ازآن جمله اند)...

معاد: برای خداوند یکتا سهل است که دنیایی مجهز تر از این دنیا را نیز اداره کند که در آن همه چیز خوب و زیبا بدون زشتیها وجود داشته باشد آنجا را آخرت و معاد می نامند که مرحله پنجم از خلقت است (صلب/رحم/دنیا/برزخ/قیامت و معاد=کمال دنیا و تمام زیباییها در این مرحله است نه ظلمی نه ستمی و نه ناحقی٬ هر چه هست در جای خویش است بدون زحمت و سختیهای دنیا )...که در آن جا زیباییها غوغا می کنند زیرا خالقش چنین خواسته و هنوز هم نمیدانیم و نخواهیم دانست آنچه را  خالق می داند....

  

ادامه دارد....

اعتیاد

کلمه اللّه هی العلیا

                

                

 

ومن یعمل مثقال ذره خیرا"یّره فمن یّعمل مثقال ذره شرّا"یّره

البته واژح و مبرهن اشت که اعتیاد بد اشت....

آب رفته وا نگردد ای پشر              بند باید کرد شیل را ژ شر۵

 

قطعه ادبی ژیر  از بوشتان افغانشتان فشل اعتیاد باب حامد کرژای تقدیم حژورتان میشود لطفا" نشئه نشوید با ریشه اعتیاد هم کاری نداشته باشید و با شاخ گاو ودم شیر(ناتو و هم پیاله هایش) جمله بشاژید!!!  اما مطلع چنین آغاز می شود:

هر کس به اندازه ذره المثقالی جنس بکارد ایتنرپل با او کاری ندارد لطفا" بیشتر نکارد و گیاه خشخاش را  به غایت محترم بدارد به سبب حرمت   اهل فن و اصحاب وافوور...

البته واژح و مبرهن اشت که اعتیاد بد اشت.ما اعتیاد را دوشت نداریم.شبها که ما می خوابیم آقا پلیشه بیداره ما خواب خوش می بینیم او دنبال معتاده با حامد کاری نداره اینترپل بیچاره!! چون معتاد مرتکب کار ژشت می شود و بعدشم باباش در اومده !!چی چی  آورده؟یک نخود خواشت  !نداشتم. دو نخود خواشت!نداشتم یک کامیون مواد افیونی و شبه افیونی خواشت!! اژ آب خوردن راحت تر شیم شانیه معادل شرعت نور !!!پیدا کرد بدان شبب که در مژارع می کارند خشخاش۳  ٬این گیاه پر خاصیت و با معنی وخدا داد و مقدش را٬ اما بد وژشت اژ آن اشتفاده می کنند وبر  کامیونها حمل کرده و این محموله های بشر دوشتانه را  به ملل بیچاره شادر می کنند .....نویسنده حامدنشئه

نتیجه اخلاقی داشتان :آنها کاشتند و ما مشرف کردیم پش کی برای آنها بکارد؟؟؟اشلا" انشانی و حقوق بشر مابانه نیشت!!! که خدمات بشر دوشتانه بی پاشخ بماند!!! آخر تراژ تجاری هم منفی میشود(وژارت باژرگانی کجایی که جوونامون رو با تراژمثبت بردند)....

ای مدعیان حقوق بشر: زبان بسته بهتر که گویا به شرّ - چو در بسته باشد چه داند کسی که گوهر فروش است یا پیله ور...!!!لطفا" خواهشمند است بروید و کشکتون ۱رابسابید لااقل دسترنج کشک سابی۲ میشود آب کشک که  آنرابا مقداری بادمجان۴ تناول  کنید بسیار گواراست. اینقدر هم شعار بدون فکر و عمل ندهید که کار شما چندین برابر زشتی اش غنی شده تراست  از زشتی بد مصرف کنندگان شیره  خشخاش یعنی  دیو السلطان جناب تریاک و نوچه هایش (فرآورده ها و مشتقات آن ).اکنون  سوالی دارم:اگر معتاد نبود عده کثیری چگونه ارتزاق می کردند ؟..این همه شعار  برای چیست؟ حق و واقعیت کدام است؟.آیا سلامتی واقعی این است  که می بینیم؟یا ....!حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست!!!

بیخیال بابا جون خونسرد باش. اگر مزارع را تعطیل نکردند زبان نویسنده را راحت  می توانند تعطیل  کنند پس  برویم سر اصل مطلب تا مافیا ی زر و زور و پلیدی نیامده :  کسی  که ادعا می کند برای خدا حرف می زند و طرح می دهد  نباید مثل بعضی ها  فکر کند.

من بــــد کنم و تو بــــد مجازات دهی

پس فرق میان من و تو چیست بگو!!!

آقای دبیرکل... یا آقای فلان ابن فلان ...!!! با صدها کیلو تن ادعا ولی حدود  یگ گرم یا کمتراز ذره (ذره المثقال شرا"یره )  عمل و فکر !!!روی سخن با شماست  یک بار بخاطر سلامتی  حدود ۶میلیارد انسان حرف ما را گوش کنید حقوق بشرتان کجا رفته ؟شنبه ها به کلیسا می رود؟اینجا که جمعه تعطیل است !!!

:

به جای هزینه های کلان و بی خاصیت بیایید صاحبان مزارع خشخاش را راضی کنید که از کشت خشخاش در عوض گرفتن مبلغ محصول خودداری کنند.به عبارتی ملل جهان بیمه یا حق سلامتی مردم خود را به بهترین وجه پرداخت کنند و این شدنی است مگر دست هایی در کار باشد!!!  باید دید چقدر در آمد حاصل از فروش  محصول یک سال  کشاورز کشت خشخاش است آنگاه با هزینه های تمام شده  کشورها مقایسه کنید که برای جلوگیری از اعتیاد و نابودیهای حاصله از اعتیاد و عوارض جانبی آن مصرف می شود.!!جهان قضاوت کند .

 خواهید دید که کسانیکه ادعای مبارزه می کنند دروغ می گویند یا راست.!!؟؟دکان عوام فریبی است یا بشر دوستی!!!

متاسفانه بعضا"اهل فکر وعمل  شعار می دهند و اقدام ریشه ای و عملی نمی کنند که  خشخاش و دوستانش  انسانها را عملی و نابود می کنند!!!

خانه از پای بست ویران است            خواجه در نقش بند ایوان است!!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمنابع و مآخذ + لغات و بد ترکیبهای تازه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۰ منابع:خشخاشزارهای کشور دوست و برادر افغانستان.

ترکیبات ناجور :

۱.کشک:نوعی فرآورده لبنی که از ماست چکیده درست می شود.

۲.کشک سابی: نوعی کاریا صنعت خدا پسندانه  است و کنایه از مشغول شدن به امور جزئی و غافل ماندن از اصل قضیه .ایهام و اشاره و تضاد هم دوست داشتید  می توانید به آن بیافزائید.هر جور راحتید!!!

۳.خشخاش: گیاهی به هیبت حقه وافور که بعض  مورخان در کتب خود از آن به منبع الهام برای ساختن وافور ذکر کرده اند.بین علماء اختلاف است که خشخاش را از وافور ساختند یا وافور را بر وزن خشخاش.(فاعلاتن فاعلاتن فاعلات مشتفعلن...)همان جریان مرغ و تخم مرغ.اول مرغ بود یا تخم مرغ.؟؟؟آورده اند که در ابتدا خناس بود بعد از استعمال خشخاش نامیدندش بخاطر رفاه حال معتادین عزیز.

۴.بادمجان: در راسته سبزجات طبقه بندی شده فامیلند با هم ..رنگش  سیاه و بد هیبت اما مزه اش خوش خوراک است.

۵.پشر: همان پسر ضد دختریا مخالف جنس مونث را گویند (عاقلان دانند)  وبا لهجه معتاد نقش اول داستان تبدیل به "شین" شده است.(آب رفته وا نگردد ای پسر ..بند باید کرد سیل را زسر)

۶.شیلی: همان سیل است آب با حجم زیاد و ویران کننده و غیر قابل مهار.

توجه: عدد شش (۵+۱)بخاطر تداخل با سس (غذایی)به قرینه عمدی حذف نمی شود.

دوشتتون داریم ای شاژمانهای دوشتدارحقوق بشــــــــــر چقدر شما به فکر بشریت هشتید چرا به حامد کرژای هم یاد نمی دهید؟اژ ناتو یا مافیا هم کمک بگیرید حامد هم بژارید کلاش اکابر یونشکو!!!

برگرفته از پیام یک معتاد به سازمانهای حقوق بشر 

سحرو جادو

                   

                   

 یاجوج و ماجوج در ملک سلیمان  

اگر تیغ عالم بجنبد ز جای                     نبرد رگی تا نخواهد خدای 

ساحر باید بداند:کل اگر طبیب بودی                      سر  خود دوا نمودی

 

                                                                  ****

اما در خصوص جادو چنین فرماید که افرادی  از ساحران و جادوگران در ملک سلیمان بین زن و شوهر و.. جدایی می افکندند و این انجام نمی شد مگر به امر و مشیت خدا اگر مقدر بود  .

کید و حیله شیطان و شیطان صفتان ضعیف تر از یاد خداست و شیطان و اصحابش راهی در قلب برایشان میسور نیست .

نتیجه : اعتقاد و اطمینان به قدرت خدا مانع هر جادو و سحریست.

و قائل به بالاتر بودن قدرت ساحران 

مشرکی بیش نیست و نخواهد بود.

خدایا به تو پناه می بریم از حاسدان هنگامیکه حسد ورزند و از خرافات و جهل که بدترین دشمن انسان است.

 اما از اسوه و نمونه کامل بندگی محمد عبدالله ص نقل کرده اند در راه سفر به گردن مبارکش طلسمی آویزان کردند وجود نازنینش بلافاصله از این کار برائت جسته و آنرا به منزله شریک قرار دادن برای خدا قلمداد نموده است.

وای به حال مشرکان متمدن که هم سوءظن دارند و هم خرافات و هم بدگمانی!!!

و خاتمه کلام اینکه اگر ساحران در مقابل  موسی موفق شدند دیگر ساحران هم موفق خواهند شد.زهی خیال باطل

اموات

                  

                  

قدر دانی

خدایا گذشتگان ما را مشمو ل رحمت واسعه ات قرار بده.

که همانا برای خداییم و به سوی او رجعت خواهیم کرد.

 

به منظور تجلیل از مقام شامخ اموات و قدردانی از انها که حق شان   بر گردن داریم

    شادی روح اموات و عاقبت نیک برای بازماندگان دنیا  

اگر دوست دارید بخوانید فاتحه* با یک صلوات

 فاتحه:

بنام خداوند بخشنده مهربان

ستایش مخصوص خداست که خالق دو عالم استرحمان  و رحیم است .مالک روز جزاست.تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می طلبیمما را به راه راست هدایت فرماراه کسانی که به آنها نعمت دادینه راه کسانی که بر آنها غضب فرمودی ونه راه گمراهان

پروردگارما: بر محمد( ص) و آل او درود فرست .

 

 

موسی و شبان

                     هو              

                                                    

              

مولانا جلاالدین محمد بلخی رومی که  یک زمانی در تملک  ایران بود (بی لیاقتها دادند رفت٬ بلخ را عرض می کنم ) ایرانی بودند  اینبار هم مولانا  و هم بلخ را عرض می کنم کسی چه میدونه شایدم روم!!!!! .حالا... ببینید چه کرده!!!

مولانا جناب استاد حضرت مولوی یارانه مستقیم داده به شبان و اونو آورده بالا تا سطح نبی بزرگ یعنی حضرت موسی ٬راستی خدا اینهمه آدمهای زیبا و بزرگ را فرستاده برای ما !!!بابا ما دیگه کی هستیم!!!. فکر کنم خدا اونقدر مهربونه و رحیم و عادل که منتظره بخونیش یعنی صداش بزنی (اما خداوکیلی راستکی صداش بزن واقعی و از روی عشق نه حقه بازی و ریا )با هر عضوتم که باشه فرق نمی کنه چشم باشه گوش باشه یا  چه میدونم دل یا زبان یا... کوه با اون کوهیش صداش  می زنی جواب میده اونوقت خدا نه ؟ کی گفته؟؟!! باور نکن خودت امتحان کن تا بدونی و  یک راستی آزمایی هم کرده باشی.

موسی علی کل انبیاء  و علیه السلام +شبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان

دید موسی یک شبانی را به راه               کو همی گفت ای خدا و ای اله

ای خدای من فدایت جان من                  جمله فرزندان و خان ومان من

تو کجایی تا شوم من چاکرت                  چارقت دوزم زنم شانه سرت

تو کجایی تا که خدمتها کنم                    جامه ات را دوزم و بخیه زنم

دستکت بوسم بمالم پایکت                    وقت خواب آید بروبم جایکت!

حضرت موسی(ع) از آن مرد می پرسد ای مرد با که اینگونه سخن میگویی؟! وچوپان در پاسخ:

گفت با آنکس که مارا آفرید                      این زمین و چرخ از او آمد پدید

گفت موسی:های خیره سر شدی           خود مسلمان ناشده کافر شدی

این چه ژاژست این چه کفراست و فشار      پنبه ای اندر دهان خود فشار

گند کفر تو جهان را گنده کرد                   کفر تو دیبای دین را ژنده کرد

گرنبندی زین سخن تو حلق را                  آتشی آید بسوزد خلق را

چوپان چون این حرفها را از حضرت موسی(ع)شنید.ناراحت از کار خود:

گفت ای موسی دهانم دوختی               وزپشیمانی تو جانم سوختی.....*

جامه را بدرید و آهی کرد وتفت                 سرنهاد اندر بیابان و برفت.

.از خدای بزرگ به موسی ندا آمد که ای موسی این چه کاری بود که کردی بروچوپان را بیاب و از او معذرت بخواه!                  

  وحی آمد سوی موسی از خدا                   بنده مارا ز ما کردی جدا 

  تو برای وصل کردن آمدی                        نی برای فصل کردن آمدی       

 من نکردم خلق تا سودی کنم                 بلکه تا بر بندگان جودی کنم    

 ما برون را ننگریم و قال را                   ما درون را بنگریم و حال را 

  چونکه موسی این عتاب از حق شنید       در بیابان در پی چوپان دوید         

  عاقبت دریافت او را و بدید                      گفت مژده ده که دستوری رسید       

  هیچ آدابی و ترتیبی مجو                       هرچه میخواهد دل تنگت بگو...

برداشت آزاد خودتون لطفا" حالشو  درست کنید و با کمی ... مخلوط کنید و ببرید حال را.البته  مواظب باشید حال نبرد شما را... هاهاها

زیباترین انسان

         هو       

          ۸۵      

سلام و احترام و ادب  به پیشگاه همه انسانها(حدود ۶ میلیارد ساکن کره زمین)

 ...راز بگشا ای علــــــی مرتضی                       ای پس از سوءالقضا حسن القضاء

               گفت من تیغ از پی حق می زنم                      بنــده حقـــــــم نه مــــــامور تنــــم

  شیر حقــــــم نیستم شیر هــــوی                  فعـــــل من بر دین من باشد گــواه... 

 

زیباشناسی بالاترین مخلوق: (انسان )

اگر به فردی ماهی دهید او را یک وعده غذا داده اید اگر دو عدد ماهی  دهید دو وعده غذایش داده اید و اگر ماهیگیری به وی  بیاموزید او را یک عمر غذا داده اید..

سر فصلها:

-زیباترین انسان کیست؟

-تعریف زیبایی=ظاهر +باطن(صورت+سیرت:روش)

یک بعد مهم است یا تمام جنبه ها و معدل آن؟

شیوه: جمع نمره زیبایی صورت+جمع نمره سیرت=تقسیم بر کل اجزاءآنگاه نتیجه میدهد اگر بالای نصف باشد زیبا و اگر زیر ۵۰باشد زشت ...سنگ مفت گنجشگ مفت /این گوی اینم میدان. تستی بزنید ...ضرر نکرده اید اگر بیدارباشیم.

-انسان کیست؟=موجود یا مخلوقی که از تمام حواس و ظرفیت لازم مثل عقل و هوش و درک و فهم و درایت و ...برخوردارباشد.

 تعریف زیبایی در انسان:؟؟؟

جدول تناوبی اعمال 

اعمال

گفتار

پندار

ورودی: اینپوت

خروجی :اوتپوت

چشم زبان /گفتار
گوش نوشتار
دهان شکل و قیافه
بینی رفتار

 

 

بانضمام جدول خلاصه مطالب...دارد ادامه...

دوست خوب

             

             

تا توانی در جوانی جان نثار دوست کن/ گوسپند پیر قربانی مکن

در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است    ور نه هر گبری به  پیری می شود پرهیزگار

دوست آن باشد که گیرد دست دوست                  در پریشان حالی و درماندگی

ایضا" هر چیز جدیدش خوب است الا دوست که کهنه اش خوبتر است

هر جا که شب شود به شب در بندند الا در دوست را که شب باز کنند

هر چیزی نشانه ای دارد و از نشانه های دوست خوب :

۱.رفاقتش زینت و آرایش برای شخصیت  تو باشد.

۲.هر گاه از اویاری طلبیدی یاریت کند.

۳. هر گاه سخنی گفتی تصدیقت کند.

۴. اگر نزدیکش شدی تو را محترم شمارد و مقامت را گرامی دارد.

۵. اگر دست نیاز به سویش دراز کردی دستت را رد نکند.

۶. اگر مشکلی داشتی و گرهی در کارت افتاد آنرا بگشاید.

۷.اگر نیکی و خوبی از تو ببیند آنرا فراموش نکند.

۸. اگر خواسته ای داشتی آنرا برآورد.

۹. هر گاه خاموشی گزیدی او با تو آغاز به سخن کند.

۱۰. اگر گرفتاری برای تو پیش آمد با تو همدردی کند.

۱۱. از جانب وی به تو گزندی نرسد.

۱۲. هنگام سختی ها تو را بی یاور نگذارد.

۱۳. اگر در حال تقسیم با هم به اختلاف بر خیزید تو را بر خود مقدم دارد.

....

 

 

حکایت

            

            

خدا کجاست؟ با صابران است.

        گربه مســـکین اگر پر داشتی                                  نسل گنجشگ از هـــوا برداشتی

شاخ گاو را اگر خر می داشت                               نسل  انسان از زمین بر می داشت

 

"پاداش صبر"

حکایت اول:حکیمی را گفتند علت جاری شدن چشمه های حکمت برقلبت رابرما بازگو.- حکیم که نه به مکتب رفته بود و نه فیلاسافی هیومنیتی داکترز داشت(پی -اچ-دی)در جواب چنین گفت: مادر زنی داشتم به غایت بد دهن(بد گفتارو بد رفتار) که هر چه به او بیشتر خدمت می نمودم  کمتر از او ادب و قدردانی و احترام می دیدم. با خود عهد کردم تا زنده است در خدمتش باشم و تا توان دارم غلامیش کنم.آنگاه که حضرت پیک عجل در رسید و فرمان خدای تبارک و تعالی را اجرائ نمود در جواب  آنهمه نیکی که در حق مادر زن روا داشته و دین اداءنمودم خداوند علی اعلی چشمه های حکمت را بر قلبم جاری ساخت که هرگز صواب عمل نیکی را  زائل نکند.حکمت جاریه ام را زان سبب دارایم که عنان خوبی و مهربانی و عطوفت را بر اثر  صبر از کف ندادم  هر چند  جفا و بی ادبی بسیار دیدم .و اکنون این است پاداش صابران که وعده اش حق است  و خلف وعده نکند.

ایضا" :در باب صبر                             "صــبــــــر"

در روایات امده است که خداوند زیبای هستی بخش٬ نبوت را بی جهت در جایگاه خاصی مقرر نمی فرمودمگر نبی را شایسته و با ظرفیت میدانست .و آنهنگام که آزمایش می کرد و لیا قت را در نبی می دید انگاه مسئولیت هدایت عامه  را به عهده او می گذاشت. یادآرید هنگامیکه بره ای از گله گوسپندان وی جدا شد وفرسنگها دوید و موسی علی نبینا و علیه السلام را بدنبال خود کشاند .بعد از خسته شدن و از حرکت باز ایستادن بره ٬موسی بره را دریافت و به جای کتک و شماتت حتی بدون بکار گیری الفاظ تند بره را به  باد نوازش و بوسیدن و بوئیدن گرفت و بر همگان معلوم شد که موسی  بر مصیبتهای گوساله پرستی قوم بنی اسرائیل  و مشکلات بعدی نبوت  تاب خواهد آورد. انگاه بعد از آن ماجراها بود که موسی نبی خدا شد....... در زندگی انبیاء گویا چوپانی پیش نیاز درجه  نبوت بوده است  که : هم به جهت حلیت نوع شغل و هم به جهت  سنگینی کار ( که  فاقد   وسیله ای مانند زبان برای ارتباط بین انسان و حیوان است) بسیار حائز اهمیت بوده و اکنون ما انسانها با وجود زبان و فکرو مکانیزم مشترک  توان برقراری ارتباطی سالم را نداریم چه رسد برقراری ارتباط با غیر همنوعی چون گوسفند:بعععععععععععععععععع..حالا که نشد مععععععععععععععع

حکایت سیم:                                      "محکم کاری"

اما یکی از بزرگان اهل تمیز چنین نقل کند زبن ملا نصرالدین  که روزی ملا عزم جزم کردندی که به بازار برفتندی.عیالش را ندا دردادندی که ای نیکو خصال خولد اشیان جنت مکان بند تمبان مرا بیاوردندی تا بدان تمبان را به غایت محکم ببندندی.عیال گردن بر فرمان شوهر نهادندی و بالفورچنان کردندی که رضایتش فراهم آوردندی . عیال نظاره گرهستندی  که ملا تعداد گره های تمبانش را  از یک و دو بالا زدندی. عیال نیکو جمال فرشته بیان ملا را پرسیدندی که ای سرورم!!! این چنین گره زدندی  نه مرسوم بودندی و نه عاقبت خوش داشتندی که ملا جواب دادندی ای نیکو خصال خلد اشیان گفتندی که " کار از محکم کاری عیب نکردندی"!!! ....مخلص کلام ببایندی : ملا نصیحت و هشدار عیال نشنویدندی و به وی آن رسیدندی که به باخه رسیدندی..معذرت خواستندی بعد از گشت و گذار ملا در بازار  قضای حاجت در رسیدندی و ملا تا به منزل رسیدندی مدت زمانی طولانی گذشتندی در قلباب کردندی و تا عیال اجابت کردندی درجه احتضار به ملا دست  دادندی.ملا تا به باز کردن  گره های متعدد قبل  که پیش از این امدندی اقدام کردندی کار از کار گذشتندی و وضع ملا خراب شدندی !!!عیال ملارا  خطاب قرار دادندی که ای شوی عاقل و دانازین پس بدانندی و اگاه باشندی که  گاهی اوقات  کار از محکم کاری عیب کردندی!!!

امام پاشیم؟؟

اما ناقلان گفتار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار (معلوم است که گفتار هم مزه دارد تلخ یا شیرین ..)چنین آورده اند که روزی کودکی شیرین گفتار تر در حال زمزمه دوازده امام با مادر خویش بود اما م اول علی..امام دوم حسن ..امام سوم حسین...تا می رسد به امام اثنی عشر یعنی دوازدهمین امام شیعیان از مادر می پرسد مادر امام ها زنده اند ؟ مادر جواب می دهد خیر عزیزم همه آنها به شهادت رسیده اند(چون انسان دشمن چیزی است که نمی داندو امام های ما همه شهید جهل و نادانی جهال شده اند) .بلا فاصله فرزند می گوید همه رفتند پیش خدا غیر از امام پاشیم(نامش را نمی داند ولی نشانی و احترامی که برایش قائل است را وصف می کند )امام پاشیم=یعنی امام دوازدهم که در قید حیات است و برای احترام به ایشان از جا بر می خیزیم.

    

ادامه دارد و حکایت ها داریم برای شما.

 

 

دلدادگی

              

              

یاور مظلوم ودشمن ظالم باشید.آقا علی (ع)

 

قلی دلداده. به کی؟: (متن از قلیوود پسر خاله هالیبود

 گر مرد رهی میان خون باید رفت                از پای فتاده سرنگون باید رفت

اندر حکایت دلدادگی:

بعداز اینکه زیبا شناس شدی  حواست باشه دیگه مغازه خود پرستی تخته!! یعنی .تعطیل و اون که میشینه تو دلت حاکمه و تمام قوا در اختیار معشوق .  حالا اگر مرد کاری بسم الله....

تست هم داره. بعدا" عرض میکنم.

اول باید عذر خواهی کنم از تمام اونهایی که به حقیر فرصت دادند یاد بگیرم و رشد کنم وممنونم که حوصله به خرج دادند و تا حالا تحملم کردند.بی ادبم چون از اهل فضل عقبم و ادعا زیاد دارم اجازه بدید بقیه نقائصم را فاکتور بگیرم....

گدا بهر طمع فرزند خود را کور می خواهد         طبیب لامروت خلق را رنجور می خواهد

تمام مرده شویان راضیند از مردن مردم            بنازم مطربان را خلق را مسرور می خواهد

قلی جون ما شخصیت بی مانندیست  که در ابتدا  قبل از به دنیا اومدنش یکی با علم بی نظیرش تشخیص داد که قلی هم باید بیاد به دنیا.لازمه براش. فرصتی بهش داد و گفت باش پس شد.حالا ادامه داستان:

قلی ابتدا در جای خوبی بود ولی نادونی کرد یا کم ظرفیت بود یا زیباشناسیش اشکال داشت خلاصه فقط یکی خوب میدونه اون چیکار کرد که گفت تا روز معلوم باید در دنیا باشی سرد و گرم بچشی یارانه مستقیم هم بخوری و جلوه های زیبایی را ببینی حیفه  که کارت سوخت ندیده باشی حیفه که انواع آدمهای جور واجور را نبینی به امتحانش می ارزه برو بابا جون برو تو دنیا تا من می فرستم دنبالت .و تنزل درجه پیدا کرد و اومد در عالم امکان یعنی همین دنیای ما.(دنیا:دنی-پست و پایین )

به یکی گفتند اذان بده گفت از اولش گفتند بله گفت از اول اولش گفتند بله شروع کرد تقلید صدای مرغهای دریایی و امواج دریا..حالا منم از اولش براتون بگم ابتدا توی صلب پدر وول وول می کرد بابا اونو نتونست تحمل کنه دادش به مادر چون خدا بهش صبر و عشق بیشتری داده بود.توی رحم مادر هم فکر می کرد بهترین جاست براش ولی بعد از نه ماه و اندی چیزی تو همین مایه ها پرستارها و پزشکان متعهد اونو به زور کشیدن تو دنیا و دو سه تا زدند پشتش تا تازه بتونه نفس بکشه...

قلی اومده دنیا و فقط راه سینه مادر را خوب میدونه  و لا غیر .گرسنگی دشمنشه و سینه مادر عشق و دوستش.بعد از دوسال می بینه نه بابا!! چیزهای دیگه ای  را هم مثل شیر خشک و فرنی و سوپ  میشه دوست داشت و یواشکی اونها را کنار مادر و سینه اش جا میده و دایره عشق و دوستیش یه ذره همچین بفهمی نفهمی بزرگ تر میشه و شعاع و قطر عشقش دراز تر ..میوه های رنگ با رنگ یکی از یکی قشنگ تر با طعم های مختلف عنان  از کف می ده  و دایره عشق بازم وسیع تر میشه..

مدرسه میره یواش یواش حب نمره و رقابت و شاگرد اولی و ..جوانه ردن حس ممتاز بودن در دلش را نوید میده.گاهی اوقات حسادته هم یک نوکی میزنه و آرزو می کنه همه نباشند تا اون همیشه اول باشه..یک حرف و دو حرف بر زبانش حالا دیگه برامون زبان مادری را فول شده و هماورد می طلبه !۱چی شده قلی زبان خارجه را هم یاد گرفته و به پدر و مادر فخر می فروشه که من انگلیسی یاد گرفتم...

قلی جون حالا بعد از دوران کودکی و نو جوانی به جوانی زیبا و برو مند تبدیل شده مغرور و بلند پرواز که گویی هیچ چیز و هیچ کس را نمی بیند و نه گفتن برایش لذت بخش است.خودش را باور کرده و در کنکور با بهترین رتبه از شهرستان امده و در بهترین دانشگاه اثبات کرده که قلی هم می تواند.ارتباطی عاطفی برقرار کرده و حس زیبا شناسی کولاک می کند هر که او را می بیند به اعتماد به نفسش غبطه می خورد و پیشنهادها می دهد ولی قلی گویا می خواهد طریق عشق را تا اخر یک نفس بپیماید.

قلی دریافته که اول با مقداری شیر قانع بود بعد از آن با تحصیل فکر کرد قانع می شود دید نشد با کار دید نشد با درامد بالا دید نشد با میز و ریاست و حکم راندن دید راضی نمی شود  زیبا شناسی را دنبال کرد و فهمید که دست بالا دست بسیار است بدنبال سرچشمه گشت و یافت که جوینده یابنده است. . چی یافت !!خودش میدانست و معشوق. کسی را هم در خلوتش راه نبود .  یک دل نه صد دل نه بلکه بینهایت دل داد به معشوق داده بود و فهمید که همه انها طعمه بوده برایش تا او را بکشاند درب  خانه دلبر .....روزی از خوردن روز دیگر از خوراندن یک روز از عشق به جنس مخالف و بعد از اون عشق به فرزند روز آخر از عشق به حدود هفت میلیارد جمعیت کره زمین هم راضی نمی شدی ...قلی جون قربون اون فهم و شعورت نه به روز اولت که فقط یکی دوتا  خواسته داشتی نه به الانت که اصلا" خواسته نداری هر چه زیبایی و خوبیست برای کس دیگر می خواهی گویا تو همون وسط مسط ها شاید نوزده سالگیت بد جوری عاشق شدی و راه میونبر زدی. قلی دمت گرم که ثابت کردی میشه خودت را دوست نداشته باشی و دیگران را فرض بر خود بدونی.قلی ایول داری که خوب پیداکردی زیباترین زیبایان را.و بازم ماشاالله که خوب جوری نفس بد فرما را ضربه فنی کردی. قلی کاشکی به ما هم یاد میدادی . !!!

 

                  دوره                                     شعاع عشق

کودکی خوردن و خوابیدن و مادر بعدش پدر پیدایش شرکاء
نوجوانی تحصیل و بازی و دوست
جوانی خود شناسی و غرور و عشق جنس مخالف آغاز زیباشناسی
میانسالی تحکیم روابط و عقاید گسترش پیمان با معشوق  عشق به همنوع و آرمانها/گسترش دامنه عشق تا بینهایت
کهنسالی یا بانک تجربه برداشت محصول چهار دوره قبل دیدار با معشوق. پایان دنیا

قلی اینجا کسی فکر کسی نیست!!!

 قلی قربون بوی رفتارهاتم               فدایی همه خوب و بداتم

قلی اینجا همه حرفها دروغه             همه جنگها سر شیپور و بوقه

           هنوز بازار نامردان شلوغه

                    هنوز بازار نامردان شلوغه

                                           هنوز بازار نامردان شلوغه

                                    هنوز بازار نامردان شلوغه

   هنوزبازار نامردان شلوغه

 

 

ادامه نمیدیم ...واسه اینکه دلمون می خواد...

زت زیاد ...